الشيخ رسول جعفريان
541
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
محمد مقيم مشهدى ، ضمن نامهاى كه به فيض نوشت ، از او خواست تا نظرش را در اين باره بنويسد . متن نامهء وى چنين است : عرضه داشت بندهء كمترين محمد مقيم مشهدى به ذروهء عرض مىرساند كه صلاحيت آثار مولانا محمد على صوفى مشهدى ، « 1 » مشهور به مقرى تا از دار السلطنه اصفهان به مشهد مقدس مراجعت نموده ، در محافل و مجالس اظهار مىكند كه در باب ذكر جلى كردن و در اظهار تكلم به كلمهء طيبه ، اشعار عاشقانه خواندن و وجد نمودن و رقصيدن و حيوانى نخوردن و چله داشتن و غير ذلك از امورى كه متصوفه به رسم عبادت بجا مىآورند ، از عالىجناب معلى القاب آخندى - دام ظله العالى - مرخص و مأذون شده ، بلكه مىنمايد كه در مجلس رفيع ايشان نيز گاهى گاهى امثال اينها واقع مىشود . استدعا چنان است كه از حقيقت ماجرا شيعيان اينجا را اطلاع بخشند كه آيا آنچه صلاحيت آثار مزبور ، به خدام كرام ايشان اسناد مىكند ، وقوع دارد يا نه ؟ و اگر چنانچه واقعى بوده باشد ، همگان پيروى او را لازم شمرند . و اگر خلاف مذكور ساخته باشد ، دست از اين قسم حركات بكشند . ملا محسن فيض در پاسخ نامه محمد مقيم چنين نگاشت : بسم اللّه الرحمن الرحيم سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ « 2 » حاشا بنده تجويز كند رسم تعبّدى را كه قرآن و حديث در آن نشده باشد و تعبّد رسمى را كه از ائمه معصومين صلوات اللّه عليهم خبرى در مشروعيت آن نرسيده ، بلكه نص قرآن به خلاف آن نازل باشد . قال اللّه تعالى : ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ؛ « 3 » يعنى بخوانيد پروردگار خود را از روى زارى و ترس و پستتر از بلند گفتن . و در حديث نيز وارد است كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اصحاب را منع فرمود از فرياد بر آوردن به تكبير و تهليل منع بليغ ، و فرمود : به درستى كه ندا نمىكنيد شما كسى را كه دور باشد يا نشود . و يا ساير امور مذكوره نيز منع از آن بخصوص وارد است ، يا اذن در آن وارد نيست ؛ يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « 4 » و كتب محمد بن المرتضى المدعو بمحسن . محل مهر . « 5 »
--> ( 1 ) . اين شخص بايد همان كسى باشد كه وحيد قزوينى در ضمن بر شمردن صوفيان شهر اصفهان كه مورد احترام شاه عباس دوم بودهاند ، نوشته است : و در مجلسى كه با درويشان افطار نمودند ، ملا محمد على مشهدى نيز كه از واقفان اسرار و محرمان استار است ، به شرف مجالست سرافرازى يافت . » وحيد قزوينى ، عباسنامه ، ص 255 ( 2 ) . نور ، 16 ( 3 ) . اعراف ، 55 ( 4 ) . نور ، 17 ( 5 ) . قمى ، ملا محمد طاهر ، هداية العوام و فضيحة اللئام برگ 136 ، نسخهء خطى شمارهء 1775 كتابخانهء آية الله مرعشى ونك : فهرست كتابخانه دانشگاه ، ج 13 ، ص 3235 ، ش 4263 . متن اين نامه را سيد نعمت اللّه